سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
121
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )
تعليم و تربيت أيّة امة دانت لسلطان العلم ، فقد استوت على عرش السعادة [ 1 ] انسان با جلالت قدر و عظم شان و قوّت ادراك و حدّت ذهن وجودت قريحه و سعهء عقل و صنايع بديعه و اختراعات عجيبهاى كه با خارق عادات سر مبارات و مجارات دارد و تيزى فكرى كه از ارضيات گذشته ، يد تطاول در آسمانها دراز كرده است . عجيب و غريب حالتى و حيرتافزا خلقت و پيدايشى است . زيرا آن كه ، انسان چون متولد مىشود و از كمون [ 2 ] به روز و از غيب به شهود جلوه مىكند و قدم بر عرصهء وجود مىنهد ، از همهء حيوانات پستتر و عاجزتر و نادانتر مىباشد . هر حيوانىكه زائيده مىشود ، به يارائى فطرت و الهام الهى ، جميع مضار و منافع خود را مىداند و دشمن جان خويش را مىشناسد و در مأكل [ 3 ] و مشرب [ 4 ] و مبيت [ 5 ] محتاج به معلّم نيست و در دفع و جلب و تقارب و تنافر و صيانت وجود ، استاد نمىخواهد و اما انسان ، چون بدين عالم پا مىنهد ، لوحى است ساده و كتابى است نانوشته و زمينى است بائر و به جز فطرت بسيطه و قوهء محضه و طبيعت صرفه ، چيز ديگرى در او نيست . زهر را از ترياق تميز نمىدهد و قريب را از بعيد فرق نمىكند ، توانا بر ادراك مصالح و مفاسد و منجيات و مهلكات ، نيست و قدرت بر دفع منافرات و اكتساب لائمات ندارد و ضروريات معيشت و لوازم حيات را نمىداند . و ازأ كل و شرب يوميه عاجز است و او را ياراى ايستادن و حركتكردن نمىباشد ، نه صفات حسنه را در او اثرى و نه خصلتهاى ناستوده دامن عصمتش را آلوده نموده است .
--> [ 1 ] . هر قومى كه نزديك شد به سلطان علم بر عرش نيكبختى جاى گرفت . [ 2 ] . پوشيدنى [ 3 ] . جايگاه خوردن [ 4 ] . جاى آشاميدن [ 5 ] . جاى خواب